<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>آقا مجيد</title>
<link>http://magid.blogfa.com/</link>
<description>برگشتن روزگار سهل است یا رب نظر تو برنگردد...</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Mon, 22 Jun 2009 14:54:03 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>کوسه ای در مخزن زندگیتان بیاندازید !</title>
<link>http://magid.blogfa.com/post-132.aspx</link>
<description>ژاپنی ها عاشق ماهی تازه هستند . اما آب های ژاپن سال هاست که ماهی تازه
ندارد . بنابراین برای غذا رساندن به جمعیت ژاپن قایق های ماهی گیری ،
بزرگ تر شدند و مسافت های دورتری را پیمودند .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ماهی گیران هر چه مسافت طولانی تری را طی می کردند به همان میزان آوردن ماهی تازه بیشتر طول می کشید .&lt;br /&gt;اگر بازگشت بیش از چند روز طول می کشید ماهی ها دیگر تازه نبودند و ژاپنی ها مزه این ماهی را دوست نداشتند .&lt;br /&gt;برای حل این مسئله ، شرکت های ماهی گیری فریزرهایی در قایق تعبیه کردند .&lt;br /&gt;آنها ماهی ها را می گرفتند آن ها را روی دریا منجمد می کردند .&lt;br /&gt;فریزرها این امکان را برای قایق ها و ماهی گیران ایجاد کردند که دورتر بروند و مدت زمان طولانی تری را روی آب بمانند .&lt;br /&gt;اما ژاپنی ها مزه ماهی تازه و منحمد را متوجه می شدند و مزه ماهی یح زده را دوست نداشتند .&lt;br /&gt;بنابر این شرکت های ماهی گیری مخزن هایی را در قایق ها کار گذاشتند و ماهی ها را در مخازن آب نگهداری می کردند .&lt;br /&gt;ماهی ها پس از کمی تقلا آرام می شدند و حرکت نمی کردند . آنها خسته و بی رمق ، اما زنده بودند .&lt;br /&gt;متاسفانه ژاپنی ها هنوز هم می توانستند تفاوت مزه را تشخیص دهند .&lt;br /&gt;زیرا ماهی ها روزها حرکت نکرده و مزه ماهی تازه را از دست داده بودند .&lt;br /&gt;باز هم ژاپنی ها مزه ماهی تازه را نسبت به ماهی بی حال و تنبل ترجیح می دادند .&lt;br /&gt;پس شرکت های ماهی گیری به گونه ای باید این مسئله را حل می کردند .&lt;br /&gt;آن ها چطور می توانستند ماهی تازه بگیرند ؟&lt;br /&gt;اگر شما مشاور صنایع ماهی گیری بودید چه پیشنهادی می کردید ؟&lt;/p&gt;
</description>
<pubDate>Mon, 22 Jun 2009 14:54:03 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=magid&amp;postid=132</comments>
<dc:creator>magid</dc:creator>
<guid>http://magid.blogfa.com/post-132.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>روش زندگي بدون ياس</title>
<link>http://magid.blogfa.com/post-131.aspx</link>
<description>در هر حرفه ای که هستید نه اجازه دهید که به بدبینی های بی حاصل آلوده
شوید و نه بگذارید که بعضی لحظات تأسف بار که برای هر ملتی پیش می آید شما
را به یأس و نا امیدی بکشاند. در آرامش حاکم بر آزمایشگاه ها و کتابخانه
هایتان زندگی کنید.
نخست از خود بپرسید: (( برای یادگیری و خود آموزی چه کرده ام؟ )) سپس
همچنان که پیش می روید بپرسید: (( من برای کشورم چه کرده ام؟)) و این پرسش
را آنقدر ادامه دهید تا به این احساس شادی بخش و هیجان انگیز برسید که :
((شاید سهم کوچکی در پیشرفت و اعتلای بشریت داشته اید )) اما هر پاسخی که
زندگی به تلاش هایمان بدهد یا ندهد ، هنگامی که به پایان تلاش هایمان
نزدیک می شویم هر کداممان باید حق آن را داشته باشیم که با صدای بلند
بگوییم : (( من آنچه در توان داشته ام انجام داده ام.)) &lt;/p&gt;&lt;p&gt;لویی پاستور&lt;/p&gt;
</description>
<pubDate>Sat, 23 May 2009 10:49:37 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=magid&amp;postid=131</comments>
<dc:creator>magid</dc:creator>
<guid>http://magid.blogfa.com/post-131.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>چند نكته ...</title>
<link>http://magid.blogfa.com/post-130.aspx</link>
<description>گر امروز صبح سالم از خواب برخاستید، قدر سلامتى خود را بدانید زیرا یک&lt;br /&gt;میلیون نفر تا یک هفته دیگر زنده نخواهند بود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اگر تاکنون از آسیب‌هاى جنگ، تنهایى در سلول زندان، عذاب شکنجه، یا گرسنگى در امان بوده‌اید،&lt;br /&gt;وضعیت شما از وضعیت ٥٠٠ میلیون نفر در دنیا بهتر است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اگر می‌توانید بدون ترس از زندانى شدن یا مرگ، وارد مسجد (یا کلیسا) &lt;br /&gt;شوید، وضع شما از ٣ میلیون نفر در دنیا بهتر است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اگر در یخچال شما خوراکى و غذا وجود دارد،&lt;br /&gt;اگر کفش و لباس دارید،&lt;br /&gt;اگر تختخواب و سرپناهى دارید،&lt;br /&gt;در این صورت شما از ٧٥٪ مردم جهان ثروتمندتر هستید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اگر در بانکى حساب دارید، و اگر در جیب‌تان پول دارید،&lt;br /&gt;شما به ٨٪ مردم دنیا که چنین شرایطى دارند تعلّق دارید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اگر شما این نوشته را می‌خوانید، از سه خوشبختى بهره‌مند هستید:&lt;br /&gt;1- یک کسى به فکر شما بوده است.&lt;br /&gt;2- شما به ٢٠٠ میلیون نفرى که قادر به خواندن نیستند تعلّق ندارید.&lt;br /&gt;3- و ... شما جزو ١٪ از مردم دنیا هستید که کامپیوتر دارند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به قول یکنفر:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;· طورى کار کنید که انگار نیازى به پول ندارید،&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;· طورى عشق بورزید که انگار هرگز آزرده خاطر نشده‌اید،&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;· طورى برقصید که انگار هیچکس شما را نمی‌بیند،&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;· طورى آواز بخوانید که انگار هیچکس صداى شما را نمی‌شنود،&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;· و بالاخره طورى زندگى کنید که انگار زمین، بهشت است.&lt;/p&gt;
</description>
<pubDate>Sun, 19 Apr 2009 06:32:58 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=magid&amp;postid=130</comments>
<dc:creator>magid</dc:creator>
<guid>http://magid.blogfa.com/post-130.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>حل مسله به ۲ روش</title>
<link>http://magid.blogfa.com/post-129.aspx</link>
<description>&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;&lt;img src=&quot;http://www.sfgate.com/blogs/images/sfgate/techchron/2007/05/29/livescribe_pen_600_dpi_ps_1__Fost328x350.JPG&quot; /&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;h3 style=&quot;text-align: justify; color: rgb(102, 153, 0);&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif&quot; size=&quot;2&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot;&gt;&lt;font&gt;&lt;font&gt;&lt;font&gt;&lt;font&gt;حل
مسئله به دو روش امريكايي و روسي&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/h3&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;h3 style=&quot;text-align: justify;&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif&quot; size=&quot;2&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot;&gt;&lt;font&gt;&lt;font&gt;&lt;font&gt;&lt;font&gt;&lt;font color=&quot;#cc0000&quot;&gt;&lt;font color=&quot;#000000&quot;&gt; هنگامي ‌كه ناسا برنامه فرستادن
فضانوردان به فضا را آغاز كرد، با مشكل كوچكي روبرو شد. آنها دريافتند كه
خودكارهاي موجود در فضاي بدون ‌جاذبه كار نمي‌كنند. (جوهر خودكار به سمت
پايين جريان نمي‌يابد و روي سطح كاغذ نمي‌ريزد.)&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/h3&gt;&lt;h3 style=&quot;text-align: justify;&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif&quot; size=&quot;2&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot;&gt;&lt;font&gt;&lt;font&gt;&lt;font&gt;&lt;font&gt;&lt;font color=&quot;#cc0000&quot;&gt;&lt;font color=&quot;#000000&quot;&gt; براي حل اين مشكل آنها
شركت مشاورين اندرسون را انتخاب‌كردند. تحقيقات بيش‌از يك دهه طول‌كشيد،
12 ميليون دلار صرف شد و درنهايت آنها خودكاري طراحي‌كردند كه در محيط
بدون جاذبه مي‌نوشت، زير آب كار مـي کرد روي هر سطحي حتي كريستال مي‌نوشت
و از دماي زيرصفر تا 300 درجه‌ سانتيگراد كار مي‌كرد. روسي‌ها راه‌حل
ساده‌تري داشتند: آنها از مداد استفاده كردند.&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/h3&gt;&lt;p style=&quot;text-align: center; direction: rtl;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
</description>
<pubDate>Tue, 14 Apr 2009 13:58:56 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=magid&amp;postid=129</comments>
<dc:creator>magid</dc:creator>
<guid>http://magid.blogfa.com/post-129.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>بلند آواز و خاموش</title>
<link>http://magid.blogfa.com/post-128.aspx</link>
<description>&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;img src=&quot;http://www.imageurlhost.com/images/hh6tw0x74qe79lbn7.jpg&quot; /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;درستش این است. آری درست این است که ترا پیش از نامیدن در جامه یک پزشک و بنیانگذار طب‌نوین اطفال،یک انسان بخوانیم و لحظه های بر این واژه مکث کنیم. انسانیت! تنها مولفه ذاتی و شخصی تو بودکه از بدو ورود به دنیای پزشکی آن را با تعهد اجتماعی آمیختی و قلبت، آن قلب بزرگ تا سالها بیشتر از دستانت فعل خدمتگزاری&lt;/p&gt;&lt;p&gt;و عشق را برای آنهایی که میشناختندت صرف کرد و آنهاکه به درستی ترا نمی‌شناسندیا از دور می‌شناسند، به اندازه ما براي از دست دادن نازنین مردی چون تو غبطه می‌خورند... &lt;/p&gt;&lt;p&gt;امروز سالروز درگذشت دکتر &lt;span style=&quot;color: rgb(255, 0, 0);&quot;&gt;محمد قريب&lt;/span&gt; است .&lt;/p&gt;
</description>
<pubDate>Wed, 21 Jan 2009 13:53:11 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=magid&amp;postid=128</comments>
<dc:creator>magid</dc:creator>
<guid>http://magid.blogfa.com/post-128.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>تا لب گور دانش بجوی</title>
<link>http://magid.blogfa.com/post-127.aspx</link>
<description>&lt;p align=&quot;baseline&quot;&gt;&lt;strong&gt;شام در کنار استاد سرد شده است . ظاهرً دیگر نیازی به خوردن غذا نیست .
پزشکان و مسولان بیمارستان دانشگاه به این نتیجه رسیده اند که معالجه روی
قلب استاد دیگر اثری ندارد .لذا آنژیو کت تزریق چند دارو برای ادامه تپش
قلب از رگ دست راست و آنژیوکت تزریق مسکن درد از دست چپ ایشان را خارج و
حتی ماسک تامین اکسیژن که دیگر ریه ها قادر به تامین آن نبود را برداشته
اند و تنها سنسورهای تپش قلب روشن است . شگفت اینکه در چنین حالتی در کمال
حیرت پزشکان و متخصصین بیمارستان کانتو نال دانشگاه ژنو، پروفسور حسابی در
آخرین لحظلا حیات به چیزی جز مطالعه و افزایش دانش خویش نمی اندیشد .&lt;br /&gt;این تصویر منحصر به فرد را یکی از کارکنان خود بیمارستان به عنوان یک تصویر تکان دهنده و تاثیر گذار ثبت کرده است .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;رفیق من تو روزی چند ساعت که نه ماهی و یا سالی چند ساعت کتاب می خونی ؟ &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;img src=&quot;http://www.imageurlhost.com/images/4h91x5kdccm8ot3f91na.jpg&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
</description>
<pubDate>Sat, 17 Jan 2009 14:50:02 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=magid&amp;postid=127</comments>
<dc:creator>magid</dc:creator>
<guid>http://magid.blogfa.com/post-127.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>ليوان آب !!</title>
<link>http://magid.blogfa.com/post-126.aspx</link>
<description>&lt;p align=&quot;middle&quot;&gt;استادي در شروع کلاس درس، ليواني پر از آب به دست گرفت. آن را بالا گرفت
که همه ببينند. بعد از شاگردان پرسيد: به نظر شما وزن اين ليوان چقدر است؟&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;img src=&quot;http://web.mit.edu/hoekenga/www/WesternWater/Images/waterglass.jpg&quot; /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;شاگردان جواب دادند نمي دانيم.&lt;br /&gt;استاد
گفت: من هم بدون وزن کردن نمي دانم دقيقاً وزنش چقدراست. اما سوال من اين
است: اگر من اين ليوان آب را چند دقيقه همين طور نگه دارم، چه اتفاقي
خواهد افتاد؟&lt;br /&gt;شاگردان گفتند: هيچ اتفاقي نمي افتد.&lt;br /&gt;استاد پرسيد: خوب، اگر يک ساعت همين طور نگه دارم، چه اتفاقي مي افتد؟&lt;br /&gt;يکي از شاگردان گفت : دست تان کم کم درد مي گيرد.&lt;br /&gt;حق با توست. حالا اگر يک روز تمام آن را نگه دارم چه؟&lt;/p&gt;
</description>
<pubDate>Mon, 29 Dec 2008 13:01:00 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=magid&amp;postid=126</comments>
<dc:creator>magid</dc:creator>
<guid>http://magid.blogfa.com/post-126.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>زندگي</title>
<link>http://magid.blogfa.com/post-125.aspx</link>
<description>&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;img src=&quot;http://bkcphoto.com/engagement_images/engagement_photo_02.jpg&quot; /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;
زندگي سخت ساده است خطر کن وارد بازي شو چه چيزي از دست مي دهي؟ &lt;/p&gt;&lt;p&gt;با دستهاي تهي آمده ايم و با دستهاي تهي خواهيم رفت نه،چيزي نيست که از دست بدهيم &lt;/p&gt;&lt;p&gt;فرصتي بسيار کوتاه به ما داده اند تا سر زنده باشيم تا ترانه اي زيبا بخوانيم و فرصت به پايان خواهد رسيد&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;color: rgb(255, 0, 0);&quot;&gt; آري، اين گونه است که هر لحظه غنيمتي است !&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;
</description>
<pubDate>Sat, 13 Dec 2008 07:43:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=magid&amp;postid=125</comments>
<dc:creator>magid</dc:creator>
<guid>http://magid.blogfa.com/post-125.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>همه چهار زن دارند</title>
<link>http://magid.blogfa.com/post-124.aspx</link>
<description>روزی روزگاری تاجر ثروتمندی بود که 4 زن داشت . زن چهارم را از همه بیشتر
دوست داشت و او را مدام با جواهرات گران قیمت و غذاهای خوشمزه پذیرایی می
کرد. بسیار مراقبش بود و تنها بهترین چیزها را به او می داد.&lt;br /&gt;زن سومش
را هم خیلی دوست داشت و به او افتخار میکرد . پیش دوستهایش اورا برای جلوه
گری می برد گرچه واهمه شدیدی داشت که روزی او با مردی دیگر برود و تنهایش
بگذارد &lt;br /&gt;واقعیت این است که او زن دومش را هم بسیار دوست می داشت . او
زنی بسیار مهربان بود که دائما نگران و مراقب مرد بود . مرد در هر مشکلی
به او پناه می برد و او نیز به تاجر کمک می کرد تا گره کارش را بگشاید و
از مخمصه بیرون بیاید. &lt;br /&gt;اما زن اول مرد ، زنی بسیار وفادار و توانا که
در حقیقت عامل اصلی ثروتمند شدن او و موفق بودنش در زندگی بود ، اصلا مورد
توجه مرد نبود . با اینکه از صمیم قلب عاشق شوهرش بود اما مرد تاجر به
ندرت وجود او را در خانه ای که تمام کارهایش با او بود حس می کرد و تقریبا
هیچ توجهی به او نداشت.&lt;/p&gt;
</description>
<pubDate>Mon, 08 Dec 2008 06:29:49 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=magid&amp;postid=124</comments>
<dc:creator>magid</dc:creator>
<guid>http://magid.blogfa.com/post-124.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>جاي كافي</title>
<link>http://magid.blogfa.com/post-123.aspx</link>
<description>در دنیا جای کافی برای همه هست پس به جای اینکه جای کسی را بگیری سعی کن جای خودت را پیدا کنی . وسعت دنیای هر کس به اندازه وسعت اندیشه اوست . &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;img src=&quot;http://irani.files.wordpress.com/2008/10/charlie-chaplin-poster.jpg&quot; /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;</description>
<pubDate>Wed, 29 Oct 2008 11:38:45 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=magid&amp;postid=123</comments>
<dc:creator>magid</dc:creator>
<guid>http://magid.blogfa.com/post-123.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
