تبليغاتX
آقا مجيد
آقا مجيد
برگشتن روزگار سهل است یا رب نظر تو برنگردد...


زندگي سخت ساده است خطر کن وارد بازي شو چه چيزي از دست مي دهي؟

با دستهاي تهي آمده ايم و با دستهاي تهي خواهيم رفت نه،چيزي نيست که از دست بدهيم

فرصتي بسيار کوتاه به ما داده اند تا سر زنده باشيم تا ترانه اي زيبا بخوانيم و فرصت به پايان خواهد رسيد

آري، اين گونه است که هر لحظه غنيمتي است !



ارسال شده در تاریخ : شنبه بیست و سوم آذر 1387 :: 11:14 :: توسط : مجيد

روزی روزگاری تاجر ثروتمندی بود که 4 زن داشت . زن چهارم را از همه بیشتر دوست داشت و او را مدام با جواهرات گران قیمت و غذاهای خوشمزه پذیرایی می کرد. بسیار مراقبش بود و تنها بهترین چیزها را به او می داد.
زن سومش را هم خیلی دوست داشت و به او افتخار میکرد . پیش دوستهایش اورا برای جلوه گری می برد گرچه واهمه شدیدی داشت که روزی او با مردی دیگر برود و تنهایش بگذارد
واقعیت این است که او زن دومش را هم بسیار دوست می داشت . او زنی بسیار مهربان بود که دائما نگران و مراقب مرد بود . مرد در هر مشکلی به او پناه می برد و او نیز به تاجر کمک می کرد تا گره کارش را بگشاید و از مخمصه بیرون بیاید.
اما زن اول مرد ، زنی بسیار وفادار و توانا که در حقیقت عامل اصلی ثروتمند شدن او و موفق بودنش در زندگی بود ، اصلا مورد توجه مرد نبود . با اینکه از صمیم قلب عاشق شوهرش بود اما مرد تاجر به ندرت وجود او را در خانه ای که تمام کارهایش با او بود حس می کرد و تقریبا هیچ توجهی به او نداشت.



 ادامه مطلب...

ارسال شده در تاریخ : دوشنبه هجدهم آذر 1387 :: 10:0 :: توسط : مجيد
درباره وبلاگ
برگشتن روزگار سهل است:یا رب نظر تو برنگردد