شعر عمران صلاحي در مراسم تشييع جنازهاش : مرگ از پشت پنجره به من مينگرد زندگي از دم در قصد رفتن دارد روحم از سقف گذر خواهد كرد در شبي تيره و سرد تخت حس خواهد كرد كه سبكتر شده است درونم خرچنگي است كه مرا ميكاود خوب ميدانم كه تهي شدهام و فرو خواهم ريخت بچههايم نيز از من ميترسند آشنايانم نيز به ملاقات پرستار جوان ميآيند
ارسال شده در تاریخ : شنبه پانزدهم مهر 1385
:: 9:5 :: توسط : مجيد