خلوص، صادق بودن با خود، فروتني، ادب و مهرباني، خِرَد و نيکوکاري
دوست دارم کارهاي بزرگ و منحصر بهفرد انجام دهم، اما وظيفهام انجام کارهاي کوچک و پيش پا افتاده است، طوري که گويي کارهايي بزرگ و منحصر بهفردند. دنيا نه فقط با اقدامات بزرگ و قدرتمندانه قهرمانان، بلکه با کارهاي کوچک اما صادقانه کارگران پيشرفت ميکند.
بزرگترين تحسيني که تابه حال شنيدهام وقتي بود که کسي از من پرسيد به چه فکر ميکنم و با علاقه به پاسخ من گوش داد.
ادامه مطلب
+
نوشته شده در شنبه بیستم مهر 1387ساعت 16:22 توسط مجيد
|
حيوانات به سادگي به ما نشان مي دهند که چطور مي توان محدوديتهاي ذهني تحميل شده را پذيرفت . کک, فيل و دلفين مثالهاي خوبي هستند.
ککها حيوانات کوچک جالبي هستند آنها گاز مي گيرند و خيلي خوب مي پرند آنها به نسبت قدشان قهرمان پرش ارتفاع هستند.اگر يک کک را در ظرفي قرار دهيم از آن بيرون مي پرد . پس از مدتي روي ظرف را سرپوش مي گذاريم تا ببينيم چه اتفاقي رخ مي دهد . کک مي پرد و سرش به در ظرف مي خورد و با کمي سر درد پايين مي آيد . دوباره مي پرد و همان اتفاق مي افتد . اين کار مدتي تکرار مي شود . سر انجام در ظرف را بر مي داريم کک دوباره مي پرد ولي فقط تا همان ارتفاع سرپوش برداشته شده درست است که محدوديت فيزيکي رفع شده است ولي کک فکر مي کند اين محدوديت همچنان ادامه دارد.
ادامه مطلب
+
نوشته شده در شنبه بیستم مهر 1387ساعت 16:18 توسط مجيد
|
در روز اول سال تحصيلى، خانم تامپسون معلم کلاس پنجم دبستان وارد کلاس شد و پس از صحبت هاى اوليه، مطابق معمول به دانش آموزان گفت که همه آن ها را به يک اندازه دوست دارد و فرقى بين آن ها قائل نيست. البته او دروغ مي گفت و چنين چيزى امکان نداشت. مخصوصاً اين که پسر کوچکى در رديف جلوى کلاس روى صندلى لم داده بود به نام تدى استودارد که خانم تامپسون چندان دل خوشى از او نداشت. تدى سال قبل نيز دانش آموز همين کلاس بود. هميشه لباس هاى کثيف به تن داشت، با بچه هاى ديگر نمي جوشيد و به درسش هم نمي رسيد. او واقعاً دانش آموز نامرتبى بود و خانم تامپسون از دست او بسيار ناراضى بود و سرانجام هم به او نمره قبولى نداد و او را رفوزه کرد.
ادامه مطلب
+
نوشته شده در دوشنبه یازدهم شهریور 1387ساعت 11:15 توسط مجيد
|
یکی از شاگردان ابو السعید ابوالخیر جلوی پای استاد خم شد تا کفش های استاد را جفت کند که دید کفش ها به یکباره خودشان جلوی پای استاد جفت شدند.بسیار شادمان شد .از این کرامات بسیار دیده بود.استاد پرسید
آیا تو نیز می خواهی چنین کرامتی داشته باشی؟!
شاگرد گفت: بله استاد می خواهم
استاد فرمود : متاسفم.تو هرگزچنین کراماتی نخواهی داشت.ما هیچ نخواستیم تا به همه چیز رسیدیم.
+
نوشته شده در سه شنبه هشتم مرداد 1387ساعت 9:0 توسط مجيد
|
با پول مي شود خانه خريد ولي آشيانه نه
رختخواب خريد ولي خواب نه
ساعت خريد ولي زمان نه
مي توان مقام خريد ولي احترام نه
مي توان کتاب خريد ولي دانش نه
دارو خريد ولي سلامتي نه
خانه خريد ولي زندگي نه و بالاخره ، مي توان قلب خريد، ولي عشق را نه
چارلی چاپلین
+
نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم تیر 1387ساعت 14:42 توسط مجيد
|
زمانه پندي آزادوار داد مرا
زمانه رو چو نيك بنگري همه پند است
به روز نيك كسان گفت تا تو غم مخوري
بسا كسا كه به روز تو آرزومند است
+
نوشته شده در شنبه بیست و پنجم خرداد 1387ساعت 11:27 توسط مجيد
|
من شكست نخوردهام
من كاشف ۹۹۹ راه هستم
كه هيچكدام به هدف نرسيدهاند!
توماس اديســــــون
+
نوشته شده در شنبه بیست و پنجم خرداد 1387ساعت 11:19 توسط مجيد
|
دو چيز انتها ندارد؛
حماقت انسانها و پهنه كهكشان ها
البته، در مورد كهكشانها مطمئن نيستم!!!
انيشتين
+
نوشته شده در سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت 15:47 توسط مجيد
|
ببار اي ابر بهار
ببار اي ابر بهار
ببار اي ابر بهار
با دلم به هواي
زلف يار
ببار اي ابر بهار
با دلم به هواي زلف يار
داد و بيداد از اين
روزگار
داد و بيداد از اين روزگار
داد و بيداد از اين روزگار
ماه دادن به
شبهاي تار
اي بارون
ماه دادن به شبهاي تار
اي بارون
اي بارون، اي بارون
ماه دادن به شبهاي تار اي بارون
بر کوه و دشت و هامون ببار اي بارون
ببار
اي ابر بهار
ببار اي بارون ببار
با دلم گريه کن خون ببار
در شبهاي تيره
چون زلف يار
بهر ليلي چو مجنون ببار
اي بارون
دلم خون شد خون ببار
بر
کوه و دشت و هامون ببار
به سرخي لبهاي سرخ يار
به ياد عاشقاي اين ديار
به
کام عاشقاي بي مزار
اي
بارون
><><><><><><><><>
خواننده
: استاد شجریان
آهنگ ساز : کیهان کلهر
آلبوم : شب سکوت کویر
آهنگ بر اساس
موسیقی مقامی
خراسان
><><><><><><><><>
boomp3.com
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387ساعت 13:33 توسط مجيد
|
يک استاد ژاپنى مىگفت: “ جامعه ايران مثل برنج ايرانى وجامعه ژاپن مثل برنج ژاپنى است.” يعنى در ايران افراد مثل برنج ايرانى درشت واز هم جدا هستند ودر ژاپن افراد ريز و به هم چسبيدهاند.
+
نوشته شده در شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387ساعت 14:21 توسط مجيد
|